تبليغاتX
زیر 17ممنوع....بیا خفن بازار(wow)

زیر 17ممنوع....بیا خفن بازار(wow)

همه چی داریم از هر نوع که بخوای.. حتی خفن

avaz shodam

www.sinajoker.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 11:27  توسط سینا   | 

عشق، ثروت، موفقیت> داستان کوتاه

داستان قشنگیه....حال کردم

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید..

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 9:27  توسط سینا   | 

جلوگیری از اشغال شدن خط تلفن به هنگام استفاده از اینترنت

جلوگیری از اشغال شدن خط تلفن به هنگام استفاده از اینترنت..بدرد من که خیلی میخوره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 19:53  توسط سینا   | 

اس ام اس ولنتاین

happy valentine's...Cna ..ولنتاینیاش نظر بدن

 

  

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو  عروسک  اما امسال نمیدونم ولنتاین رو  با کی جشن میگیری

.

.

.

 هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم ولنتایت مبارک 

 اس ام اس ولنتاین

به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد

اس ام اس ولنتاین

 

عربستان و بسیاری از کشورهای عربی فردا را ولنتاین اعلام کردند

 

اس ام اس ولنتاین

سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 19:39  توسط سینا   | 

سوال ؟!!

سلام بچه ها ...

چطورین بچه ها...؟

کجایین بچه ها...؟

امروز اومدم یه سوال باحال بدم هر کی داخل نظرات نظرشو بگه......به بهترین جمله جایزه میدم..کارت شارژ 3000 تومانی

سوال اینه :

اگه بهت بگن که قراره فردا به امید خدا بمیری امروزتو چیکار میکنی؟


حامد گفت که من میخوابم

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 13:29  توسط سینا   | 

شاگرد تيزهوش!!

استادی که شاگرداش رو گیر میاره! حتما بخونین

استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهني کشاند.


آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"


شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را

نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار

ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است"


شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر


توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.


شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "

بیشترش رو در ادامه مطلب بخونید...باحال


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 13:8  توسط سینا   | 

يك آدم خوش شانس...!

عجب خوش شانسیه.....بخشکه شانس

يك آدم خوش شانس:

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه اي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي درپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نميكردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب مي بردند.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي خورد. هر صفحه اي از كتاب را كه باز ميگردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من مي پرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي دانست منو فرستاد المپياد رياضي!



تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه ها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم از نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برمي داشتم، يهو جلوم سبز ميشد و از اين كه گمشده اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر ميكرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 20:22  توسط سینا   | 

فروشگاه شوهر فروشي نيويورك

سلام همگی عشقیا......معدلم خیلی زیاد شد ..به خاطر همین از فردا شاید دیگه اپ نکنم...شاید منو در شرکت های مهم جذب کنند

یک فروشگاهی که شوهر می فروشد تنها در نیویورک باز شده است.

جائیکه یک زن ممکن برای انتخاب یک شوهر آنجا برود.
مابین دستورالعمل ها در وروی یک توضیحی در مورد عملکرد فروشگاه وجود دارد.

(شما ممکن فروشگاه را فقط یک بار ویزیت کنید)شش طبقه موجود است
با ویزگیهای مردان که هر چه خریدار بالا می رود ویزگیها افزایش می یابد.
اما یه شرطی است:شما ممکن مردی را از یک طبقه ویزه انتخاب کنید

یا ممکن شما رفتن به طبقه بالاتر رو انتخاب کنید

اما شما نمی توانید به طبقه پایین تر بر گردید مگر برای خروج از ساختمان .

طبقهءیک:این مردان شغل دارند و خدارو دوست دارند.
طبقهءدو:این مردان شغل دارند-خدا وبچه هارو دوست دارند.
طبقهءسه:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند

وخیلی خوش قیافه هستند.
طبقهءچهار:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند.

خوش قیافه هستند و در کار خانه کمک می کنند.
قبولش برام واقعا سخته…باورم نمیشه
هنوز او می رود به طبقه پنج و شرایط را می خواند.
طبقهء پنج:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند-مجلل هستند-

در کار خانه کمک می کنند و حرکات قوی رمانتیک دارند.
او خیلی فریفته شد اما به طبقهء ششم رفت وشرایط رو خواند.
شما 4363012 مین بازدید کننده ی این طبقه هستید…

در این طبقه هیچ مردی وجود ندارد و این طبقه فقط برای این ساخته شده

که ثابت کنه راضی کردن زنان غیر ممکن است

با تشکر از خرید شما از فروشگاه شوهر …لطفا هنگام خروج مراقب باشید

که زیاد از کوره در نرید…روز خوبی داشته باشید.

نتیجه اخلاقی:بابا به اون چیزی که داری راضی باش.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 14:48  توسط سینا   | 

فرق حمام رفتن دخترا با پسرااا

با سانسور و دوبله فارسی گذاشتم

يک دختر در حمام

ساعت ? بعد از ظهر

 ? لباساشو رو درمياره? رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو
                  تو يكي ديگه ميگذاره
 ? در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته? شكمش رو كه                  

تمام مدت داده بود تو? ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش


? در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست
                  صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه

 رو لبه وان


? موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده? پرپشت كننده? براق
                  كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده


  ? يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره


? نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ?? ميشماره


 ? سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه
                  كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه


 ? خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا
                  و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي.


? موهاش رو حسابي مي چلونه? حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش.
                  تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و  ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته


?? خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك  دماغش سبز شده


?? تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به
جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت


?? حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون
                  چرب ميكنه


?? چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه


 ?? ?? دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

پسرا رو در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 0:12  توسط سینا   |